گریه قلم :)

پشت هر قلم محزون، نویسنده ای از فرط جنون میرقصد

گریه قلم :)

پشت هر قلم محزون، نویسنده ای از فرط جنون میرقصد

گریه قلم :)

نخست
دیر زمانی در اون نگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیز به هیات او درآمده بود
انگاه دانستم که مرا دیگر
از او
گریزی نیست....

آخرین مطالب
  • ۰۳/۱۲/۲۸
    PTSD
مطالب پربحث‌تر
پیوندهای روزانه

اولین گریه

پنجشنبه, ۱۵ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۴۰ ب.ظ

از قبل از عید داشتم فکر میکردم 1404 اولین چیز که باعث میشه من گریه کنم چی میتونه باشه؟! به هرچیزی فکر کرده بودم بجز اتفاقی که دیشب افتاد:

کنار سیزده بدر شاد و خوبی که داشتیم پسردایی فلان فلان شدم از همون صبحش شروع کرد به آزار و اذیت من که عادت همیششه. تیکه پروندن و مسخره کردن و حرص دادن. من دو دقیقه میخواستم با دخترای فامیل گپ بزنم و دخترونه خوش بگذرونیم عین نخود اضافه آش میپرید وسط و گلاب میزد به حس و حالمون. خلاصه که خیلی ازش پر بودم اما سکوت کرده بودم چیزی نمیگفتم تا جو جمع خراب نشه. آخر شب موقع برگشتن یه تیکه کوچیک دیگه انداخت که دیگه تحملش رو نداشتم یهو منفجر شدم و داد زدم. همه اینا به کنار مامان من که اصن در جریان نبود این عنتر از صبح چقدر اذیت کرده منو مقصر میدونه؛ دختر خودشو بیشعور خطاب میکنه برادرزاده اش رو بچه/طفلکی/شیطون. حیف تفریحی که من آخر شب با گریه خوابم ببره...

  • زهرا :)

نظرات (۴)

شمام ریز ریز همون‌ موقع جوابشو بده که روهم جمع نشه .

 

🤦🤦🤦🤦

بگرد نقطه ضعفشو پیدا کن

بخاطر سنشه

منم پسرعموم همین کارارو میکرد منتها تکواندو بلد بودم به بهونه مبارزه، تا میخورد میزدمش

چارش فقط کتکه باید اینجوری تخلیه شه بزنش😁

پاسخ:
نمیتونم بزنمش. اون حرفه ای کیک بوکسینگ کار میکنه منم تو ورزش صفر صفرم توان دویدن هم ندارم.
کوچولو هم هستم قدش سه برابر منه عمرا زورم بهش برسه.

چند سالشه؟

پاسخ:
دبیرستانیه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی