داستانی که تازه داشت روی روال می افتاد با دانشگاه رفتنم روی زمین مونده...
خیلی برنامه ها براش داشتم و خیلی بابتش ناراحتم...
چون اولین باره که رسمی و یه جای مطمئن دارم یکی از سناریوهام رو منتشر میکنم.
البته یه خواننده بیشتر نداره :)
تا وقتی pdf بود چند نفری میخوندن اما حالا فقط یه نفره که مدام پیگیره. تازه همون یه نفرم با قطع شدن نت دیگه ندارم
تا وقتی نت ملی لغو نشه هم نمی تونم ادامه شو آپلود کنم...
فقط خداکنه ذوقش رو از دست ندم:)

بهنظرم ادامه بده؛ حتی اگر هیچ مخاطبی هم نداشته باشه. همین تلاش برای نوشتن و ساختن ارزشمنده.
مخاطب هم کمکم اضافه میشه. چه بسا افرادی که نوشتههایی رو میخونند که نویسندهشون هم ازشون خبر نداره! :)