تو باید بدانی چه بر من گذشت
چه شب های تلخی به جانم گذشت
سرودیم نم نم من و آسمان
که طوفان و رعدی ز حالم گذشت
من و نام تو، یاد تو، فال تو، یکسره
نفس هم کشیدم ز یادم گذشت...
یه زمانی منم طبع شاعری داشتم. اصن نمیدونم وزن و قافیه هاش درسته یا نه. دو-سه سال پیش خیلی دوست داشتم اما کم کم ذوقم بهش کم شد. اینم الان توی دفتر عربیم پیدا کردم...

نمیدونم چی میشه که ذوق نوشتن میمیره توی آدم...
ولی خب به نظرم اگه ادامه میدادید با گذر زمان موفق میشدید توی این زمینه