گریه قلم :)

:) Welcome to Green Gables

۲ مطلب در شهریور ۱۴۰۴ ثبت شده است

بالرین از دست رفته ام

مردم دیوانه اش می خواندند. خب حق هم داشتند! آخر چه کسیشب از نیمه گذشته 

در سیاهی ژرف و رعب انگیر قبرستان، می رقصد؟

آنهم باله با نوای فلوت جادویی! اما...

آنها کورتر از آن بودند که ببینند او تنها نیست...:)

اینان که بر فراز املاک افلاک عشق، بال دل نگشوده اند و

 جنونانه مستی لعل لب یار نچشیده اند،

بصیرت دیدار روحِ سپیدپوشِ دست و پا حنایی اش را ندارند و

از لذت تماشای رقص سمایی دختر ساکن جهان باقی

در کنار پسرک اسیر جهان فانی باز ماندند...

 

#گریه_قلم

 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
Anne shirley

ستاره

پسرعموی جوانم که 22 سال پیش دقیقا بهار 16 سالگی اش با یه تصادف وحشتناک خزان شد و داغ سنگینش رو به دل همه خانواده اش گذاشت، پیش از مرگش همیشه میگفته که دوست داره اگه روزی دختردار شد اسمش رو بزاره ستاره، اما عمرش هیچوقت قد نداد.

13 سال بعد تک برادرش صاحب یه دختر شد و یاد داداش کوچیکتر از دست رفته اش اسم دخترش رو ستاره گذاشت...

حقیقتا داستان پشت اسم ها برام جالبه. مثلا برای خود من سر کل کل بابام و عموی کوچیکم سر اسم زهرا، اسم دختر اول هردوی اونها که فقط هم 4 ماه باهم اختلاف سنی دارن شد زهرا، و چون من زهرایی بود که 4 ماه کوچیکتر بود صاحب یه اسم دوم شدم...

داستان های پشت اسم هاتونو برامون بگید. بعضی هاشون واقعا جالبه...

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Anne shirley